قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4307

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال ششصد و نودم « 1 » از رحلت خير البشر ( كه موافق سال هفتصدم از هجرت آن سرور است ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، فرمانفرماى ايران ، غازان خان در غرّهء ) « 2 » محرّم اين سال ديگرباره عزيمت سفر شام مصمم كرد ، و امير قتلغشاه را با لشكر بسيار در مقدمه روان كرد و نورين آقا را باز به ارّان فرستاد . امير مولاى و امير چوپان را از دنبال قتلغشاه روانه گردانيد و كوچ بر كوچ روان شد . از آب فرات عبور نموده در نواحى حلب يزك لشكر غازانى به طليعهء سپاه دشمن ملاقات كرد . اميرى [ 389 الف ] از شاميان مقتول شد و چند شامى گرفتار گرديد . چون از حلب گذشته به محاذى قنّسرين فرود آمدند . محقّق شد كه سلطان مصر از خوف از مصر بيرون نيامده . پادشاه را بر رعيّت رحم آمده ، حكم شد كه قتلغشاه به هرجا كه رسيده باشد توقف كند . « 3 » و در آن زمستان بارندگى بسيار شد . امراى روم « 4 » كه در لشكر غازانى بودند ، به حسب اتفاق در زمينى كه لايق فرود آمدن نبود ، منزل كرده . در اين وقت باران و سرما بسيار شد و اكثر اسبان ايشان در گل و سرما هلاك شدند . امير مولاى با يك تومان لشكر به آنجا رفت كه ايشان و چهارپايان ايشان را بيرون آورد . چون مولاى به آنجا رسيد ، به هزار حيله خويشتن بيرون نتوانستند آورد . و امير قتلغشاه و مردم مقدمه در معاودت همراه شده در آن حدود به شكار مشغول شدند . و در اين شكارگاه تيرى از دست غازان خان گشاده شده در آهويى كه در دويدن بود ، رسيد ؛ چه ، پيكان آن تير سه‌پهلو بود . « 5 » در وقتى كه آهو در هوا بود و چهار دست

--> ( 1 ) . ق : سبعمائه ؛ م ، ش : هفتصد و يكم از رحلت . تاريخ 690 رحلت و يا 700 هجرى صحيح است كه مصادف است با لشكركشى مجدّد غازان خان به مصر و شام . ( 2 ) . از اضافات « ق » است . ( 3 ) . در سرمين توقف كرد . ( 4 ) . امير سوتاى و امير شباؤچى . ( 5 ) . آن تير را مغولان تونه مىگفتند . - جامع التواريخ ، ص 1299 .